رشت ما

شهید غلامرضا بامروت

شهید غلامرضا بامروت
زندگینامه شهیدسوم تیر ماه سال 1344 در رشت، نوزادی در خانواده‌ای مذهبی دیده به جهان گشود که نامش را غلامرضا نهادند. پدر بزرگوارش از همان اوان کودکی، او را با معارف دین مبین اسلام و سیره اهل بیت(علیه السلام) و عشق به این خاندان بزرگ، به خصوص محبت و ارادت به بانوی دو عالم، بی بی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) آشنا کرد. غلامرضا تحصیلاتش را تا سال اول دبیرستان بیشتر ادامه نداد. همان روزها مصادف بود با روزهای اوج‌گیری انقلاب و دادخواهی مردم علیه رژیم شاهنشاهی، و از آن‌جایی که غلامرضا خود را قطره‌ای از این دریای عظیم می‌دید، خویش را از این کرانه دور ندید و چون قطره ای کوچک، اما پر حاصل، خود را به این دریای عظیم رساند. او در پیروزی انقلاب اسلامی، نقش به سزایی را در شهرش ایفا کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به یاری برادران غیورش در کمیته انقلاب اسلامی پیوست. چندی از پیروزی انقلاب نگذشته بود و داغ شهیدان انقلاب، بر روح و روان ملت افکنده بود سنگینی می‌کرد که شاهد حمله بی رحمانه رژیم بعث عراق به مناطق جنوبی ایران بود. این بار هم مانند دفعات قبل، گوش به فرمان رهبر و مولایش امام خمینی بود و سنگر مبارزه علیه رژیم شاه، جای خود را به سنگر جبهه و جهاد داد. غلامرضا در زمره پاسداران شهرستان رشت قرار گرفت و خود را به مناطق جنگی رساند سپس به کردستان رفت تا آن منطقه را از وجود ضد انقلابیون پاک کند. او چون مقتدا و مولایش، حسین بن علی(علیه السلام)، نخست آنان را ارشاد کرد و با همین ارشاد و سخنان شور انگیزش، توانست خیل کثیری از جوانان آن دیار را هدایت کند. غلامرضا بیشتر از 14 بار به جبهه های نبرد شتافت. بامروت در عملیات کربلای پنج با مسوولیت فرمانده گردان سلمان در لشکر 16 قدس، حاضر شد و در تاریخ 1365/10/26 پس از 21 سال هجران، به جمع آسمانیانی پر کشید که عمری آرزویش دیدارشان را داشت.