رشت ما

شهید مطلب داود پور

شهید مطلب داود پور
زندگینامه شهیدنام : مطلب نام خانوادگی : داود پور فرزند : محمد تاریخ‌ تولد : 1340 تاریخ‌ شهادت‌ : 12/2/60 محل‌ شهادت‌: غرب‌ کشور شهید مطلب داود پور در سال 1340 در روستای هند خاله به دنیا آمد وی از زمان کودکی پسر بسیار زرنگ و فعالی بود وهم چنین از نظر درسی بسیار زرنگ. به طوریکه در زمان تحصیل خود که در رشتۀ اتومکانیک تحصیل می کرد به نوعی معلم دوستان همکلاسی خود بود و به آن ها درس می داد حتی تا حدی که معلم مدرسه به وی می گفت که چرا این کار را می کنی که وی در جواب می گفت من هر چیزی که خودم میدانم باید به دیگران نیز بیاموزم . در حالیکه در زمان تحصیل خود هیچ گونه امکانات رفاهی نداشت و با نور فانوس درس می خواند ولی از نظر علمی در سطح بالایی بود وی همیشه از اینکه سرسفره انواع غذاهای رنگ رنگ باشد به خانواده اعتراض می کرد و می گفت که چرا اینقدر اسراف می کنید به فکر کسانی باشید که چیزی برای خوردن ندارند. شهید داوود پور در زمان انقلاب بسیار فعالیت می کرد و در صحنه ها حاضر می شد بطوریکه در زمان وقوع جنگ تحمیلی وی علیرغم میل خانواده به جبهه ها اعزام شد و در مقابل پیشنهاد خانواده که می گفتند به خدمت سربازی نرود مقاومت کرد وبه جبهه رهسپار شد و می گفت که مگر من چه فرقی با جوانهای دیگر دارم. شهید داود پور بسیار دلسوز خانواده و پدرومادر خود بود بطوریکه با توجه اینکه در یک خانواده کشاورز روستایی متولد شده بود همیشه در فصل کار زودتر از پدر و مادر سر زمین حاضر می شد و به خانواده کمک می کرد. خانواده شهید داود پور روزی برای وی یک کفش نو می خرند اما وقتی یکی از دوستانش را دید که کفش کهنه ای را پوشیده است کفش نوی خود را به دوستش داد و کفش کهنه او را خودش پوشید. هم چنین مادر شهید می گفتند که زمانیکه مطلب می خواست به شهادت برسد به من الهام شده بود به این صورت که شبی پدربزرگ مطلب را در خواب دیدم که یک کت سبز را به من داد و گفت این کت را بده به مطلب بپوشداین کت سبز مال اوست بعد دیدم در خواب که تمام بدنم (بدن مادر) خون آلود است وقتی از خواب بیدار شدم دیدم از خون خبری نیست همان جا بود که فهمیدم اتفاقی برای مطلب افتاده است ولی چون جنازه شهیدم را نیاورده اند هنوز منتظر هستم شهید داود پور اولین شهید روستای هند خاله است شهید داود پور 6 ماه بعد از گذراندن خدمت در سال 1360 در سرپل ذهاب به درجه رفیع شهادت نائل آمد.