آرسن ميناسيان در سال 1285 خورشيدی درخانواده ای مسيحی در شهر رشت بدنيا آمد. آرسن میناسیان تحصیلاتش را در «مدرسه ارمنیهای انوشیروان رشت» شروع، و در همان مدرسه به پایان رساند. چهارده سالش بود به عضويت انجمن اخوت در آمد، انجمن اخوت بعد از مشروطه افتتاح شده بود و در آن گروهی از انسان های باسواد و آزادی خواه به فعاليت در حوزه های اجتماعی و فرهنگی می پرداختند. آرسن در دوران تحصیل علاقهای شدید به شیمی پیدا کرد و در همین راستا بعد از اخذ دیپلم به قزوین رفت و در داروخانهای مشغول به کار شد. آرسن عاشق «مارو» دختر داروخانه دار شد، با او ازدواج کرد. بعد از چند سال دوباره به رشت بازگشت و به ساختن دارو در این شهر مشغول شد. آرسن نخستین داروخانه شبانهروزی ایران را افتتاح کرد هدفش از افتتاح داروخانه کارون این بود که دست واسطه را کوتاه کند و میخواست داروها را به همان قیمت که برایش تمام میشد بدست مردم برساند. با شروع جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین، بیکاری و گرانی گریبان مردم را گرفته بود و این امر سبب شده بود تا بسیاری از بیماران توان خرید دارو را از دست بدهند ولی آرسن دارو را مجانی در اختیارشان میگذاشت. آرسن مردی بود نیکوکار، پاک و امین مردم. هر که در رشت سراغ یک مسلمان واقعی را میگرفت به او آدرس موسیو را میدادند. غروب 14 فروردین سال 1356 که مانند روزهای دیگر در آسایشگاه مشغول به کار بود، پرستاران متوجه وضعیت غیرعادی آرسن شدند، او به سختی نفس میکشید، چهرهاش کبود شده بود، دکتری که در بخش بود را فرا خواندند. پزشکی که در اتاق بود کاری از دستش بر نیامد. ساعت 10 شب بود که آرسن درگذشت.